تبلیغات
مقاومت فرهنگی در برابر آسیمیلاسون وحفظ بروز رسانی فرهنگ سنتی

تورکی آذربایجانی
ما به فرهنگهای ملل احترام خواهیم گذارد
جغرافیای تاریخی آزربایجان
ن : آتیلا ت : یکشنبه 21 آبان 1391 ز : 11:48 ق.ظ | +

سرزمین آزربایجان در طول تاریخ هزاران ساله و پر فراز و نشیب خود با نامهای مختلفی در تاریخ ثبت شده است. و این اسامی معمولا از اسامی اقوامی گرفته شده بود که در آن سرزمین زیسته و دولتهای مقتدری را در آنجا بوجود آورده بودند.

اسامی که با استناد به اسناد تاریخی میشود به آن اشاره کرد،از جمله عبارتند از: سرزمین قوتتی ها، هوری ها، سایبیرها، آذها، ماننا، ماد، آلبان ، آذربایگان وآذربایجان.

اسم امروزی آذربایجان معرب آذربایگان میباشد که تخمینأ از اواخر قرن سوم قبل از میلاد تا زمان اشغال آنجا توسط اعراب بدان نام خوانده میشد.
آذربایگان یک کلمه کاملا ترکی بوده و در اصل متشکل ازاجزای : "آذ+ار+بای+گان یا قان معرب شده یعنی جان" میباشد.

ـ "آذ یا آس" نام قومی از ترکان قدیم ساکن در آذربایجان بوده که در نوشته های قدیم "اورخون ـ یئنی سئی" نامبرده شده است . "بارتولد" تاریخدان معروف روسی وابستگی آذها را با قبایل تورکوش که در منابع آشوری بارها به آنها اشاره شده است را محتمل میداند.

ـ "ار" دارای منشاء ترکی بوده و به معنی جوانمرد،فرد و انسان میباشد. این واژه به صورت پسوند به واژه های دیگر چسبیده و نام قبایل را بوجود میآورد(آوارـخزار یا خزرـ قاجار یا قجر و...) آزر یا آذر به معنی قوم و قبیله ای که بعدها با تغییرهای مختصری به "هازرـخازرـخزر"تبدیل شده است.

- "بای" یا"بَی" یا "بیکـ ـ بیگ" به معنی غنی ، حاکم، رئیس و... از طرفی "بایماق" در ترکی قدیم به معنی تکامل و پیشرفت میباشد.
- "گان" در زبان ترکی با قبول تغییرات آوایی به "قان" (و در زبان عرب به جان) مبدل شده و دارای معانی زیادی چون پدر، خاقان و ... میباشد و نیز "قان" در ترکی علامت فاعلی با تأکید و مبالغه است(چالیشقان) و بایقان یعنی تکامل یافته و بسیار پیشرفته. با توجه به مراتب مذکور، "آذربایگان" به معنی "پدر توانگر انسان آذ یا آسی" و به بیانی دیگر "پدر توانگر مبارک" و آذیهایی که بسیار پیشرفته هستند" میباشد. تاریخ قومی و نژادی آذربایجان با نژاد و ایل های ترک زبانی چون سومرها، ایلامی ها، ساویرها، قوتتی ها، اورارتوها، ماننا ها،ساکاها، کنگرها،مادها، اوغوزها،قبچاق ها و...مربوط است.» ( منبع 1 )

حدود و مرزهای جغرافیایی سرزمین آذربایجان از دیرباز طبق اسناد باقی مانده آشوری،ایلامی،بابلی و...کاملا قابل اثبات است. طبق این اسناد حدود این سرزمین از جنوب کوههای قفقاز تا سرزمین کاسسی ها(کرمانشاه و لرستان امروزی) بوده است. یعنی در داخل ایران امروزی علاوه بر مناطق ترکنشین کنونی( استانهای آذربایجان شرقی و غربی ،اردبیل،زنجان،قزوین، همدان،قسمتهایی از استانهای مرکزی و گیلان و..) کل استان کردستان و قسمتهای اعظمی از استانهای کرمانشاه و لرستان نیز جزو آذربایجان بوده است.

م.دیاکونوف در کتاب "تاریخ ماد" نتیجه گیری میکند که سرزمین تحت حاکمیت آتروپات زمان حمله اسکندر کبیر درست منطبق با مرزهای دولت ماننا بود و این سرزمین بعدها آذربایگان نامیده شد. ( منبع 2 )

طبق اسناد قدیمی عربی ،در صدر اسلام حدود جغرافیایی آذربایجان از شهر دربند در داغستان امروزی تا جنوب استان همدان امروزی بود.( دربندنامه،ص 25،چاپ تفلیس 1898). ( منبع 3 )

در دوران اشغال آذربایجان توسط خلفای اموی و عباسی نیز جغرافیای ارضی آذربایجان بدون تغییر و از همدان تا دربند باقی مانده بود و تحت نام "مملکت آذربایجان" تحت فرمانروایی یک حاکم عرب اداره میشد.

در مورد محدوده‌ی جغرافیایی آذربایجان در دوره اسلامی، مدارك زیادی از جغرافی‌نگاران و مورخان وجود دارد . همه این نوشته‌ها و نظرات كه از دانشمندان و جهانگردان و جغرافی ‌نگاران به نام ارائه گردیده، آذربایجان را تقریباً سرزمینی دانسته‌اند كه از شمال به دربند و از جنوب به همدان (لازم به ذكر است كه بعضی از منابع كه ارائه گردید قسمتی از كردستان را نیز در قلمرو آذربایجان به حساب آورده‌اند. از جمله سیسر یا سنه = سنندج) و از غرب و شمال غربی به امپراتوری عثمانی و از شرق به استان گیلان محدود بوده است كه تقریباً شامل استان های كنونی آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان، قزوین، همدان و قسمتی از استانهای مرکزی، کردستان، گیلان و کرمانشاه است.

بلعمی از وزرای عهد سامانی كه كتاب تاریخ طبری را ترجمه و تخلیص كرده است، در مورد حدود آذربایجان چنین می‌نویسد: «اول حد از همدان گیرند تا به ابهر و زنگان بیرون شوند و آخرش به دربند خزران و بدین میانه، هر چه شهرها است همه را آذربایگان خوانند ... راه‌ها به آخر آذربایگان كه از آن جمله بلاد خزران شوند، گروهی بر خشك و گروهی از دریا، كه از هر راهی دربند خوانند و به تازی باب گویند.» ( منبع 4 )

مورخ و دانشمند شهیر محمود کاشغری در کتاب ارزشمند "دیوان لغات الترک" که در هزار سال پیش نوشته راجع به سرزمینهای ترکان، از جمله آذربایجان، معلومات زیادی را ارائه داده و مرزهای آذربایجان را از قم تا دربند ذکر کرده است.» ( منبع 5 )

دکتر رحیم رئیس‌نیا نویسنده كتاب «‌آذربایجان در سیر تاریخ ایـران»، به نقشه‌ای اشاره كرده است كه شریف ادریسی (493-560 ق) جغرافی‌دان و نقشه نگار مراكشی در حدود سال 549 ق كشیده است و كنراد مولر آلمانی در سال 1928 با الفبای لاتین آن را منتشر نموده است. به نوشته او، شریف ادریسی در نقشه‌ای كه كشیده، اراضی میان كوه‌های قفقاز و كر را – شروان - «‌آدری آذربایجان» (آذربایجان پسین و یا عقبی) و اراضی بین رودهای ارس و كر را «‌بقیه آردی آذربایجان» و آذربایجان كنونی ایران را «‌بلاد آذربایجان» نامیده است» ( منبع 6 )

در دوران هزار ساله بعد ازاتمام حاکمیت اعراب ، آذربایجان بعنوان یک مملکت خودگردان و مستقل در ترکیب امپراتوری های ترک غزنوی، سلجوقی،اتابکان آذربایجان، ایلخانیان، قاراقویونلی و آغ قویونلی ها، صفویه، افشار و قاجار بود. آذربایجان در بخشهای طولانی از این دوران ،مثلا دوران ایلخانیان، قارا قویونلوها و آق قویونلوها، صفویان تا زمان شاه عباس کبیر و قاجار ، خود مرکز قدرت بود و بر سایر قسمتهای این امپراتوری ها حاکمیت داشت.

اولین اثری که به یک زبان اروپایی در باره اراضی جغرافیایی آذربایجان نوشته شده است ،کتابی است به زبان روسی با عنوان "اوضاع سیاسی ولایت آذربایجان" که توسط pokovnik S.D. Burnasev (1743-1824) در سال 1793 در شهر Kursk روسیه چاپ شده است. این کتاب که قبل از اشغال مناطق شمالی آذربایجان توسط روسها چاپ شده است. در صفحه 4 این کتاب آمده است : در وضعیت امروزی اراضی آذربایجان ،از شمال که شروع کنیم به گرجستان چسبیده و در آنجا مناطق Kartli و kaxetiya را دارد، در سمت مشرق به دریای خزر و ولایت گیلان ختم میشود و در مسافتی نیم روزه از آنجا به عراق عجم در جنوب همدان ختم میشود از طرف مغرب با عثمانی هم مرز است.» ( منبع 4 )

اسناد ذکر شده نشان میدهد که تا اواخر قرن 18 میلادی هیچ تغییر اساسی در مرزهای جغرافیایی و ائتنیکی آذربایجان بوجود نیامده بود ولی بعد از تقسیم شدن آذربایجان به دو قسمت شمالی و جنوبی در سال 1824 به مرور زمان تغییرات زیادی در این سرزمین باستانی به وقوع می پیوندد و دو بدنه از هم جدا شده آذربایجان سرنوشتشان جدا از هم شکل میگیرد و هر دو دچار بلایای غم انگیزی می شوند و تغییرات اتنیکی و مرزی را نیز متحمل میشوند.

منابع

1- استاد پرویز یکانی زارع،مورخ و فولکلورشناس معاصر، نشریه اویرنجی شماره 3
2- تاریخ ماد، م. دیاکونوف، ص 165
3- دربندنامه،ص 25،چاپ تفلیس1898.
4- احمدبن واضع یعقوبی، البلدان، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1356، ص بلعمی، تاریخنامه طبری، تصحیح و تحشیه محمد روشن، ج، تهران، نشر نو، 1368، ص 529



مرتبط با : فرهنگی , ادبی و آموزشی
.:: نظرات () ::.


 
 

Powered By mihanblog.com Copyright © by http://assimilation.mihanblog.com
This Template  By Theme-Designer.Com